تکیهی سیدالعراقین تخت فولاد، مدفن بزرگان و عالمان

تکیهی سیدالعراقین دلنشین و باصفا، یکی از بناهای زیبای دورهی معاصر بهشمار میآید که در بخش شرقی تکیهی خاتونآبادی جای گرفته است. این مکان به نام حاج سیّد عبدالحسین مدرس خاتونآبادی، ملقّب به «سیّدالعراقین»، شناخته میشود.
در قلب این تکیه، بقعهای باشکوه و چشمنواز بر مزار این عالم وارسته، به همّت فرزندانش در سال ۱۳۷۳ هجری قمری ساخته شد. فضای درونی بقعه چنان روحنواز و سرشار از زیبایی است که هر رهگذری را به سکون، آرامش قلبی و ژرفاندیشی وامیدارد.
معماری تکیه
گنبد باشکوه این بنا از یک گنبد مرکزی و چندین چشمهی طاق ضربی چشمنواز تشکیل شده که با آجرکاریهای هنرمندانه آراسته شده و بر زیبایی آن افزوده است.
تکیهی سیّدالعراقین را میتوان پرتراکمترین تکیهی تخت فولاد دانست، هم از نظر تعداد بناهای موجود و هم از لحاظ بزرگان و نامآورانی که در آن آرمیدهاند.
در فاصلهای کوتاه از بقعهی سیّدالعراقین، چهارطاقی جدیدی قرار دارد که آرامگاه مرحوم جلال تاج است. این بنا به سبک گنبدهای معماری اسلامی ساخته شده و نمای بیرونی آن با کاشیهای فیروزهای زینت یافته است.
در ضلع جنوبی بقعهی سیّدالعراقین، بنای آرامگاهی دیگری متعلق به خاندان نیکپی دیده میشود که با گنبدی هرمیشکل و نمایی مزین به کاشیکاریهای اسلیمی، جلوهای خاص دارد.
این بنا در سال ۱۳۸۳ هجری شمسی، به همت مجموعهی تاریخی، فرهنگی و مذهبی تخت فولاد مرمت و بازسازی شد و اکنون بهعنوان موزهی سنگنوشتههای تخت فولاد مورد استفاده قرار میگیرد.
همچنین، در بخش جنوب شرقی بقعهی سیّدالعراقین، بنای آرامگاهی دیگری بر مزار عالم مجتهد، شیخ محمدحسن داورپناه ساخته شده است. این آرامگاه دارای گنبدی هرمیشکل کوچک اما زیباست که بر روی چهار ستون سنگی استوار شده و با کاشیکاریهای اسلیمی، اسمای متبرکهی الهی و آیینهکاریهای چشمنواز، فضایی روحانی و دلنشین را به وجود آورده است.
بزرگان مدفون در تکیه
۱) میرسیّدعبدالحسین سیّدالعراقین
فرزند میر سیّد محمدمهدی خاتونآبادی، که در سال ۱۳۵۰ قمری چشم از جهان فروبست. او از فقهای برجستهی اصفهان و از علمای وارستهی عصر خود بود. در دوران مشروطه، از حامیان جدی این جنبش در اصفهان به شمار میرفت و توانست از آخوند خراسانی اجازهی اجتهاد دریافت کند. با تأیید این مرجع بزرگ، به حمایت از نهضت مشروطهطلبی مردم اصفهان برخاست.
پس از درگذشت آقا نورالله نجفی، سیّدالعراقین بهعنوان یکی از مهمترین علمای اصفهان شناخته شد و جایگاه برجستهای در هدایت فکری و دینی مردم پیدا کرد.
مادهی تاریخ وفات او چنین سروده شده است:
“تو هم پا بِکِش از عراق و بگو / عراقین بی سیّد و سرور است”
۲) میر محمدصادق مدرّس خاتونآبادی
میر محمدصادق مدرّس خاتونآبادی، فرزند حاج میرزا حسین نایبالصدر (که آرامگاهش در تکیهی خاتونآبادی واقع است)، یکی از فقها و مجتهدان برجستهی عصر خود بود.
او که در سال ۱۳۴۸ قمری دیده از جهان فروبست، از شاگردان نامدار آخوند خراسانی بهشمار میرفت و در نگارش کتاب ارزشمند کفایهالاصول استاد خود را یاری رساند.
افق فکری بلند و تسلط او بر فقه و اصول، باعث شد که شاگردان بسیاری در اصفهان از محضر وی بهرهمند شوند که از جملهی آنها میتوان به شخصیتهای بزرگی همچون سیّد احمد خوانساری، سیّد عبدالحسین طیّب، میرزا جلالالدین همایی، سیّد شهابالدین مرعشی نجفی و سیّد محمدرضا خراسانی اشاره کرد.
برمزارش این جملهی تاریخی نقش بست:
“حجّت حقّ صادق آمد نزد جدّش مصطفا”
۳) میر سیّدمحمّد نجفآبادی: عالم وارسته و مجتهد برجسته
میر سیّدمحمّد نجفآبادی، فرزند سیّد محمدحسین حسینی، از برجستهترین علمای اصفهان و یکی از شاگردان ممتاز آخوند خراسانی بود. او نهتنها در علم اصول و تدریس کفایه مهارت کمنظیری داشت، بلکه حوزه درسیاش محل گردهمایی بیش از صد تن از فضلا و دانشمندان زمان خود بود.
از یادگارهای علمی وی میتوان به:
تقریرات اصول آخوند خراسانی
رساله در قاعده لا ضرر
۴) سید محمد عریضی؛ استاد بیبدیل قلمزنی و حکاکی فلز
سید محمد عریضی، فرزند آقا سید عبدالحسین، از هنرمندان برجستهی هنر قلمزنی و حکاکی روی فلز بود که در سال ۱۳۸۸ قمری چشم از جهان فرو بست. وی با مهارت کمنظیر خود در این هنر، آثاری فاخر و جاودانه خلق کرد که نمونههایی از آن را میتوان در حرم مطهر حضرت علی (ع) و حرم حضرت معصومه (س) مشاهده کرد.
۵) شیخ محمدرضا حسامالواعظین؛ خطیب ادیب و واعظ مخلص
شیخ محمدرضا حسامالواعظین، فرزند محمدعلی واعظ، که به «علاقهبند» شهرت داشت، در سال ۱۳۸۱ قمری چشم از جهان فرو بست. او از وعاظ نامدار، ادیب، شاعر و خطاط برجستهای بود که با اخلاص و ارادت خاصی به خاندان اهل بیت (ع)، منبر را عرصهای برای نشر معارف دینی قرار داده بود.
مهارت کمنظیر وی در خطابه و تسلطش بر سخنوری، موجب شد که آوازهاش در میان مردم و عالمان دینی طنینانداز شود. بهگونهای که از تهران نیز برای وعظ و خطابه دعوت شد و چندین سال در مجالس سوگواری آن دیار به منبر رفت. او نهتنها در بیان معارف دینی توانا بود، بلکه خطی خوش و شاعری زبردست داشت که آثارش یادگارانی از هنر و اندیشهی او به شمار میروند.
۶) شیخ عباسعلی معینالواعظین؛ ادیب شاعر و فاضل برجسته
شیخ عباسعلی معینالواعظین، فرزند ملاعلی محمد واعظ، در سال ۱۳۶۰ قمری درگذشت. او یکی از شخصیتهای برجسته علمی و دینی بود که در ادبیات و شعر نیز مهارت خاصی داشت.
وی فاضلی کامل و صاحب تألیفات بسیاری بود که برخی از آثارش بر سنگ قبر وی حک شده است. از جمله آثار معروف او میتوان به “علائم الظهور”، “وقایع الظهور” و “هدیه الوالدین” اشاره کرد که در آنها به بیان حقوق والدین و اهمیت احترام به دستورات ایشان پرداخته است.
شیخ عباسعلی معینالواعظین نهتنها در علم و فقه، بلکه در شعر نیز صاحبنظر بود. در اشعارش نیز عشق به اهل بیت (ع) و امام عصر (عج) را بهوضوح میتوان یافت. یکی از نمونههای اشعار او به این شرح است:
“ای امام عصر، ای سلطان دین
ای که هستی عسگری را جانشین
ای امام عصر، سلطان جهان
ای جهان را جان و ای جان جهان
یا غیاثالمستغیثین الغیاث
الغیاث ای حامی دین الغیاث”
۷) حاج سیّد محمد صدرالذّاکرین؛ واعظ برجسته و مورد احترام
حاج سیّد محمد صدرالذّاکرین، فرزند مرحوم سیّد محمدرضا صدرالذّاکرین طباطبایی، در سال ۱۳۵۸ قمری درگذشت. او یکی از وعاظ برجسته و مورد احترام مردم اصفهان بود که سخنانش تأثیرات زیادی بر شنوندگان میگذاشت.
شخصیت او با خلوص نیت و عقیدهای استوار همراه بود که باعث میشد بسیاری از افراد به او ارادت ویژهای داشته باشند و حتی بر این باور بودند که دعاهای او و خاندانش در استجابت دعا مؤثر است. سخنان حاج سیّد محمد صدرالذّاکرین بهواسطهی تأثیرگذاری عمیقش در دل مردم جاودانه مانده است.
۸) مرحوم عباس خان شیدا؛ شاعر و مؤسس انجمن ادبی شیدا
مرحوم عباس خان شیدا، فرزند اسحاق، شاعر و ادیب برجستهای بود که در سال ۱۳۶۹ قمری درگذشت. او با تخلّص «شیدا» شناخته میشد و به عنوان مؤسس انجمن ادبی شیدا و صاحب «دیوان اشعار» از شهرت زیادی برخوردار بود.
شیدا در کنار صداقت و دوستی، به علم و دانش، فضیلت و تقوی نیز شهرت داشت. در اصفهان از محضر بزرگان علم و ادب مانند آخوند کاشی، شیخ مرتضی ریزی و دیگر علمای برجسته در زمینههای فقه، اصول، کلام، حدیث و تفسیر بهرهمند شد.
وی سالها در اصفهان بهعنوان مدیر مجله «دانشکده»، و همچنین با تأسیس انجمن ادبی شیدا، جمعی از شاعران را گرد هم میآورد و به ترویج شعر و ادب میپرداخت. در زمینه خوشنویسی نیز از شاگردان میرزا فتحالله جلالی بود و آخرین چراغ مکتب خوشنویسی نستعلیق در اصفهان بهشمار میرفت.
شیدا در مصیبت حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) نیز شعری بسیار زیبا سروده است که در آن به توصیف حادثه عاشورا پرداخته است:
“اوفتاد آن شه چو از زین بر زمین
آفرین گفتش بسی عشقآفرین
عرش همچون فرش بیآرام شد
در حقیقت رستخیز عام شد”
شعرهای شیدا همچنان در دلهای عاشقان اهل بیت (علیهم السلام) زنده است.
۹) شیخ اسماعیل تاجالواعظین؛ عالم فاضل و منبری برجسته
شیخ اسماعیل تاجالواعظین، متوفی در سال ۱۳۲۶ قمری، از علمای برجسته و منبریان خوشسخن اصفهان بود. او با صدای دلنشین خود در منبرها به ایراد سخنرانی میپرداخت و تأثیر زیادی بر مخاطبان خود میگذاشت. از ایشان کتابی در تفسیر قرآن و مواعظ منبری به یادگار مانده است که همچنان مورد استفاده قرار میگیرد.
شیخ اسماعیل بهعنوان مداحی برجسته نیز شناخته میشد و در این زمینه در اصفهان شهرت داشت. ویژگی دیگر ایشان سخاوت و دستگیری از دیگران بود که موجب شده بود در بخشش و کرم بهطور گستردهای معروف باشد.
۱۰) سیدعباس صفی دهکردی؛ عالم برجسته و متفکر
سیدعباس صفی دهکردی، فرزند سیدعلی، متوفی در سال ۱۳۹۴ قمری، عالمی عابد، مدرّس و مجتهد جلیلالقدر بود. وی در مسیر تحصیل علم، از محضر علمای برجسته اصفهان و نجف بهرهبرده و در رشتههای مختلفی چون فقه، اصول، طب و حکمت به تحصیل پرداخت. در نتیجه تلاشهای علمی خود، توانست اجازات علمی از بزرگان دریافت کند و به مقام والای علمی دست یابد.
۱۱) سید آقاجان نوربخش؛ عالم فاضل و خطیب برجسته
سید آقاجان نوربخش، متوفی در سال ۱۳۶۴ قمری، عالمی فاضل و واعظ بزرگ بود که در تدریس کتابهای مهمی همچون «مغنی» و «مطوّل» در اصفهان شهرت بسیاری داشت. بهگفتهی عموم روحانیون، او در این زمینهها از سایرین منحصر به فرد و در درجه اول قرار داشت.
بسیاری از فضلا و علمای اصفهان در درسهای او حضور داشتند. علاوه بر دانش عمیق علمی، وی در فن خطابه نیز تسلط فراوانی داشت و بهعنوان یکی از بزرگان اهل منبر شناخته میشد. حاج میرزا علی آقا شیرازی و حاج عبدالحسین طیّب از شاگردان برجستهی وی بودند.
۱۲) شیخ محمدرضا جرقویهای؛ عالم جلیلالقدر و از پیروان اهل بیت (علیهم السلام)
شیخ محمدرضا جرقویهای، فرزند ملاعلی حسینآبادی و متوفی در سال ۱۳۷۲ قمری، عالمی فاضل و جلیلالقدر بود که در محضر بزرگان علمی همچون آقا سیّد محمدباقر درچهای و آخوند کاشی در اصفهان به تحصیل علم پرداخت. پس از آن به نجف اشرف رفت و در آنجا از اساتید برجسته به درجه اجتهاد رسید.
او که در پرتو عشق به اهل بیت (علیهم السلام) قرار داشت، در بسیاری از مواقع مورد عنایت خاص آن بزرگواران قرار میگرفت. از جمله در مشهد مقدس، زمانی که دچار بیماری سختی شد و همه از بهبود او ناامید بودند، امام رضا (علیه السلام) به او لطف کرده و سلامتیاش را بازگرداند.
در جریان ملی شدن صنعت نفت نیز از حامیان آیتالله کاشانی بود و در درگیریهای آن زمان مجروح شد و در اثر جراحتهایش درگذشت.
۱۳) شیخ محمدعلی مدرس دزفولی؛ عالم فاضل و متفکر برجسته
شیخ محمدعلی مدرس دزفولی، متوفی در سال ۱۳۵۸ قمری، از علما و فقیهان برجستهای بود که به تألیف آثار ارزشمندی پرداخت. وی ابتدا در دزفول به تحصیل علم پرداخت و در کنار آن، به تهذیب نفس و سلوک شرعی اهتمام ویژهای داشت.
پس از دستیابی به مقامات بلند علمی، به اصفهان آمد و در مدرسه جدّه کوچک مشغول به تدریس شد. در زمینه ریاضت و سلوک شرعی، از وی نقل شده که پس از انجام واجبات، هیچگاه نافلهای از او ترک نمیشد و همواره در این زمینه مراقبت میکرد.
۱۴) شیخ محمدحسن داورپناه خوانساری؛ فقیه برجسته و قاضی نظامی
شیخ محمدحسن داورپناه خوانساری، که در سال ۱۳۸۲ قمری درگذشت، از علما و فقیهان نامدار بود که در زمینههای معقول و منقول به عمق علم و دانش دست یافته بود. آیتالله شهید شمسآبادی همواره از گستردگی علمی و اخلاق نیکو این عالم بزرگ یاد میکرد. ایشان سالها در منصب «قاضی عسگر» در ارتش به فعالیت پرداخته و در امور قضائی و حقوقی ارتش نقشی برجسته ایفا کرد.
۱۵) نصرالله خان شاه ناصر؛ شاعر و ادیب قرن چهاردهم هجری
نصرالله خان شاه ناصر، فرزند عبدالله خان للهباشی و متوفی در سال ۱۳۸۴ هجری قمری، از شاعران و سخنوران برجسته قرن چهاردهم هجری بود. وی با تخلّص «شه ناصر» در اشعار خود شناخته میشد. اشعار او به ویژه در مجالس سوگواری حضرت سیدالشهداء (علیهالسلام) شهرت داشت. یکی از اشعار معروف او در مصیبت امام حسین (علیهالسلام) چنین است:
غریب کرب و بلا کیست سیدالشهداست
شهید راه خدا کیست سیدالشهداست
شهی که هستی خود را نهاد در کف دست
تصدّقی بسزا داد سیدالشهداست
علیّ اکبر و عباس و قاسم و اصغر
بِمِهر دوست فدا داد سیّدالشهداست
شهی که گلشن دین را ز اشک تشنهلبان
بداد آبِ صفا داد سیّدالشهداست
…سرش بطشت طلا در برِ یزید پلید
ز لب کلام خدا داد سیّدالشهداست
به روز حشر تو را شاه ناصری دانی
ز آتش آنکه رها داد سیّدالشهداست
۱۶) جلال تاج اصفهانی؛ استاد برجسته آواز ایرانی
جلال تاج اصفهانی، فرزند شیخ اسماعیل تاجالواعظین و متوفی در سال ۱۳۶۰ شمسی، یکی از هنرمندان برجسته موسیقی ایرانی بود. او با هدایت پدر و استادان بزرگ همچون سیّد عبدالرحیم اصفهانی، هنر آواز را فرا گرفت. با اینکه استادان محدودی داشت، تعداد زیادی شاگرد تحت تعلیم او قرار گرفتند.
جلال تاج اصفهانی با خضوع و فروتنی بسیار، هنر خود را به شاگردانش میآموخت و آنها را نه به عنوان شاگرد، بلکه به عنوان دوستان و همراهان خود معرفی میکرد. از جمله شاگردان مشهور او میتوان به علیرضا افتخاری و حسین شاه زیدی اشاره کرد.
از آثار معروف او میتوان به صفحه اذان و تصنیف «به اصفهان رو» که توسط ملکالشعرای بهار سروده شده، اشاره کرد. تاج اصفهانی به عنوان یکی از نمونههای برجسته آوازهخوانی در مکتب اصفهان شناخته میشود.
۱۷) علی عبدالرسولی؛ شاعر، ادیب و خوشنویس برجسته
علی عبدالرسولی، متوفی در سال ۱۳۲۲ شمسی، شاعر، ادیب و خوشنویس شناختهشدهای بود که با تخلص «ثابت» آثار زیادی از خود به جا گذاشت. وی در شعر، پیرو سبک شاعران کهن بود و در غزل از مکتب سعدی الهام میگرفت و در قصیده نیز به سبک فرّخی سیستانی تمایل داشت.
علاوه بر مهارتهای ادبی، عبدالرسولی در خوشنویسی نیز تسلط بالایی داشت و در انواع خطهای نسخ، رقاع، نستعلیق و شکسته تحریری استاد بود.
از اقدامات برجسته او میتوان به چاپ و تصحیح دیوانهای شاعران بزرگی چون «خاقانی شروانی، فرّخی سیستانی، منوچهری، عنصری، سروش اصفهانی، جلوه، صبا و ادیب پیشاوری» اشاره کرد.
۱۸) عبدالحسین مشفق؛ شاعر برجسته و صاحب دیوانی ارزشمند
عبدالحسین مشفق، متوفی در سال ۱۳۶۲ قمری، یکی از شاعران برجستهای بود که در عرصه شعر و ادب فارسی طبعی روان و ذوقی غنی داشت. او دیوانی متشکل از بیش از چهار هزار بیت قصیده، مرثیه و غزل به یادگار گذاشت که هنوز منتشر نشده است.
برخی از قصاید وی در چاپ سوم کتاب «مصیبتنامه» اثر صغیر اصفهانی و بخشی دیگر در کتاب «خزائن شکن» اثر برادرش علی مشفقی به چاپ رسیدهاند. او در تکیه گلزار دفن شده و آثارش همچنان از جمله منابع ارزشمند در شعر فارسی به شمار میرود.
۱۹) میرزا محمدحسن خاکیا؛ شاعر و خطاط برجسته اصفهانی
میرزا محمدحسن خاکیا، متوفی در سال ۱۳۵۵ شمسی، از استادان برجسته فن شعر و ادب در اصفهان بود. پس از تعطیلی انجمن ادبی شیدا، وی این انجمن را برای سالها در منزل خود برگزار کرد. خاکیا علاوه بر شاعری، خطاطی ماهر نیز بود. اشعار وی همواره تحت تأثیر عرفان و عشق بوده و به زیبایی معانی عمیق را در قالب شعر منتقل میکرد. یکی از اشعار معروف او بدین صورت است:
ما را به جز ابروی تو محراب دعا نیست
در مذهب عشّاق جز این قبله روا نیست
میگفت شبی پیر خرابات که هر کس
مِی بی رخ ساقی خورد، البتّه ز ما نیست
در طرّه دهی ره ز چه رو باد صبا را
جای دل ما مسکن این بی سر و پا نیست
با این که تو پیوسته جدایی کنی از ما
از یاد تو یک لحظه دل خسته جدا نیست
غیر از تو مرا نیست به کس چشم عنایت
جز جانب شه دیده امید گدا نیست
دانم نبود خوی تو جز جور ولیکن
زین بیش جفا بر من دلداده روا نیست
«خاکی» مزن از چون و چرا دم که به تحقیق
در مذهب رندان جهان چون و چرا نیست