عصر صفوی، نخستین حضور اروپاییها در اصفهان

با انتخاب اصفهان به عنوان پایتخت صفویها، اصفهان و ایران، تغییر و تحول بسیاری را در تمام عرصههای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی تجربه کرد. در این میان میتوان به حضور سیاحان اروپایی در اصفهان و دیگر نقاط ایران به ویژه در تاریخ دوران اسلامی اشاره کرد.
ایران؛ دست خوش تحولات گوناگون
از دیرباز، سرزمین ما به واسطه قرارگیری در مسیر جادههای تاریخی مانند جاده ابریشم و جاده ادویه، روابط گستردهای با دیگر دولتها، بهویژه کشورهای غربی، برقرار کرده بود. این مسیرهای بازرگانی نقش حیاتی در تبادلات اقتصادی، فرهنگی و حتی دیپلماتیک ایفا میکردند.
با این حال، در سال ۸۵۷ هجری قمری (۱۴۵۳ میلادی)، سقوط قسطنطنیه به دست سلطان محمد فاتح و فروپاشی امپراتوری کهن بیزانس، نظام بینالمللی آن دوره را دستخوش تغییرات عمیقی کرد.
یکی از مهمترین پیامدهای این رویداد، ظهور امپراتوری عثمانی بود که نهتنها داعیهدار رهبری جهان اسلام شد، بلکه مسیرهای تجاری میان اروپا و شرق را نیز در کنترل خود گرفت و دسترسی اروپاییان به این جادههای راهبردی را محدود ساخت.
در راستای سیاستهای توسعهطلبانه خود، عثمانیان تهاجم به اروپای شرقی، مرکزی، قفقاز و شمال آفریقا را آغاز کردند و به تدریج نفوذ خود را گسترش دادند.
در نتیجه، دریای سیاه که انتهای جاده ابریشم محسوب میشد، به منطقهای تحت سیطره عثمانیان بدل گردید و مسیرهای بازرگانی ابریشم و ادویه که قرنها پل ارتباطی میان شرق و غرب بودند، به انحصار این امپراتوری درآمدند.
در این میان، ایرانِ عصر صفوی، که با پذیرش مذهب تشیع به دشمنی آشکار با عثمانیان دچار شده بود، از نگاه اروپا بهعنوان یک متحد بالقوه مطرح شد.
در این برهه حساس، شاهعباس اول و دیوانسالارانش، با درک موقعیت استراتژیک ایران، تلاش کردند تا ضمن حفظ استقلال و هویت ملی، ارتباطات دیپلماتیک و تجاری با کشورهای اروپایی را گسترش دهند. بدین ترتیب، در سده هفدهم میلادی، ایران و بهویژه اصفهان، در کانون توجه جهان قرار گرفت و به یکی از مهمترین مراکز تبادل فرهنگی و اقتصادی عصر خود بدل شد.
سیاحان و جهان گردان در اصفهان
اصفهان، به عنوان یکی از درخشانترین مراکز تمدنی و فرهنگی ایران، همواره مقصدی جذاب برای سیاحان و جهانگردان خارجی بوده است. مسافران مختلفی که به این شهر سفر میکردند، بسته به پیشینه و اهداف خود، نگاههای متفاوتی نسبت به جامعه، فرهنگ و ساختار حکومتی ایران داشتند.
به طور کلی، این گردشگران را میتوان در چند گروه عمده دستهبندی کرد: مبلغان مذهبی، نمایندگان سیاسی، بازرگانان و جهانگردان محقق.
هر یک از این مسافران، طی حضورشان در اصفهان، مشاهدات و تجربیات خود را در قالب سفرنامههای مکتوب به ثبت رساندهاند. بررسی این متون، تصویری دقیق از دیدگاههای آنان را نمایان میسازد.
برای مثال، بازرگانان عمدتاً بر موضوعاتی همچون نظام تجارت، حملونقل و قوانین گمرکی تمرکز داشتند.
نمایندگان سیاسی توجه خود را معطوف به ساختار شهری، آداب دیپلماتیک و اصول حکمرانی در ایران میکردند. در مقابل، جهانگردان محقق با نگاهی پژوهشگرانه، جغرافیا، تاریخ، هنر و حیات اجتماعی مردم اصفهان را بررسی کردهاند.
سفرنامههای این سیاحان، علاوه بر ثبت وقایع و ویژگیهای اجتماعی ایران، به عنوان منابع ارزشمندی برای پژوهشهای تاریخی محسوب میشوند.
در حالی که تاریخنگاری سنتی اغلب قادر به توصیف جزئیات زندگی اجتماعی جوامع گذشته نبوده است، این نوشتهها (در صورت بررسی منصفانه) میتوانند به پژوهشهای مدرن کمک شایانی کنند.
در سده هفدهم میلادی، حضور گسترده اروپاییان در ایران و بهویژه در اصفهان، سبب شد که بسیاری از سیاحان برجسته به این شهر سفر کرده و از تجربیات خود بنویسند. از جمله چهرههای برجستهای که در آن دوره اصفهان را از نزدیک مشاهده کرده و در آثار خود به آن پرداختهاند، میتوان به افراد زیر اشاره کرد:
برادران شرلی: انگلستان
پیترو دلاواله: ایتالیا
دن گارسیا دسیلوا فیگوئروا: اسپانیا
فدت آفانس بویچ کاتف: روسیه
آدام اولئاریوس: دوکنشین هولشتاین، آلمان
مارتین سانسون: آلمان
ژان باپتیست تارونیه: فرانسه
انگلبرت کمپفر: سوئد
آندره دولیه دلند: فرانسه
ایوان گرس: اسپانیا
تادوزیو داکروسینسکی: لهستان
جملی کارری: ایتالیا
توماس هربرت: انگلستان
اکثر این سیاحان، گزارشهایی مفصل درباره ساختار شهری، زندگی اجتماعی، فرهنگ و سیاست اصفهان نگاشتهاند. دلیل این توجه ویژه، افزایش مراودات بینالمللی ایران در دوره صفوی و جایگاه برجسته اصفهان در جهان آن زمان بود.
این روایتهای گوناگون، امروزه همچنان مورد توجه مورخان، محققان و علاقهمندان به تاریخ ایران قرار دارد و تصویری زنده از گذشته را برای نسلهای بعدی ترسیم میکند.
چرا اصفهان از دید سیاحان، پایتخت صفوی شد؟
این جهانگردان، انتخاب اصفهان بهعنوان پایتخت صفویان را نتیجه موقعیت اقلیمی منحصر به فرد آن میدانستند و بر این باور بودند که شاهعباس، این شهر را به دلیل شرایط جغرافیایی ممتاز برگزید.
وجود منابع آب فراوان و خاک حاصلخیز جلگهای که با شبکهای از کانالهای منشعب از زایندهرود سیراب میشد، نقش کلیدی در شکوفایی و گسترش شهر داشت.
ژان باتیست تاورنیه، سیاح و تاجر برجسته فرانسوی، نیز معتقد بود که شاه با انتخاب اصفهان، مرکزی استراتژیک بنا نهاد که امکان گسترش قلمرو صفویان را در جهات جنوب، شرق و غرب فراهم میساخت.
در این عصر اصفهان به اوج خود رسید به طوری که شاردن در سفرنامهی خود مینویسد:
” زمانی که شاهعباس بزرگ، اصفهان را بهعنوان پایتخت خود برگزید، عزم خود را جزم کرد تا آن را به شهری عظیم و چشمنواز تبدیل کند؛ شهری که زیبایی و شکوهش تا قرنها ماندگار بماند.
بر این اساس، نه تنها بزرگان و رجال را ملزم به ساخت بناهای باشکوه کرد، بلکه ثروتمندان را نیز واداشت تا با احداث ابنیه عمومی، هم به زینت شهر بیفزایند و هم رفاه مردم را تأمین کنند.”
او همچنین تمایل داشت که جانشینانش در اصفهان سکونت داشته باشند و از همین رو، هیچ تلاشی را برای شکوه و زیبایی این شهر فروگذار نکرد.
در نتیجه، اصفهان در این دوران نه تنها به یک باغ شهر باشکوه بدل شد، بلکه شهرسازان صفوی با خلق شاهکارهای معماری و شهرسازی نوین، زبان تازهای در طراحی و ساختار کالبدی شهر پدید آوردند.
تحول گردشگری در ایران قرن هفدهم، با حضور اروپاییها
تاورنیه، که در دوره جانشینان شاه عباس چندین بار به ایران و اصفهان سفر کرده بود، در توصیف فضای این شهر مینویسد: «محدوده شهر اصفهان، همراه با محلات پیرامونی آن، از پاریس کوچکتر نیست، اما جمعیتش تقریباً ده برابر کمتر است. این امر چندان جای شگفتی ندارد، چراکه هر خانواده در خانهای مستقل سکونت دارد و هر منزل نیز باغی اختصاصی را در برگرفته است.
از هر سمتی که به سوی اصفهان نزدیک شوید، نخست منارههای بلند مساجد، سپس درختان انبوه و پس از آن خانهها پدیدار میشوند، به گونهای که از دور، این شهر بیشتر به جنگلی سرسبز شباهت دارد»
سخن آخر
با حضور گستردهی گردشگران در اصفهان و ایران، ساختار گردشگری به سمت تحولی بزرگ پیش رفت، به طوری که سدههای هفدهم و هجدهم میلادی در ایران به عصر سفرنامه مشهور است.